می خواهمت...



می خواهمت...
چونان که آدم، هوا را...
و آدم، حَـــوّا را...




|ثریا شیری|


+ نوشته شده در شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۳۸ توسط بانوچـ ـه | ۹ نظر
آقای استامینوفن
۱۱ مهر ۹۴ , ۲۳:۴۱
بازی با کلمات قشنگ بود :))
مرسی.. خوب نوشتی

پاسخ :

سپاس.
شباهنگ .
۱۱ مهر ۹۴ , ۲۳:۴۶
می خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آن چنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آن چنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

قیصر امین پور

پاسخ :

می خواهمت...
چونان که...
:)
راد
۱۲ مهر ۹۴ , ۱۰:۲۳
می خواهمت...
اما کاش این دلبستگی بین من و تو مثل اتوبان یکطرفه نبود....

پاسخ :

زیبا بود جناب ِ راد...
مرتضی علیزاده
۱۲ مهر ۹۴ , ۱۰:۲۸
مُخوامِت
چون یه بچه مشهدی شله رِ

پاسخ :

شله زرد؟ 
آرزو __
۱۲ مهر ۹۴ , ۱۹:۵۱

به جهانِ جان رسیدم، غزلم ترانه گشته

تو روان به خواب شهری، من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم، مگریز، رو مگردان!

می‌خواهمت بمان! می‌جویمت مرو!
سرگشته ام چو باد! می‌خواهمت بمان!

به کجا مرا کشانی که نمی‌دهی نشانم؟
به جز این دگر ندانم که تو جانِ این جهانی

اگر از غروب رویت هوسم کند شکایت
و گر این خیال واهی بَرَد از سرم هوایت

دگرم روا نباشد که نظر کنم به سویی
ببرد خیال، من را، ز جنون به جستجویی

می‌خواهمت بمان! می جویمت مرو!
سرگشته ام چو باد! می خواهمت بمان

پاسخ :

:)
مه‍ شید
۱۲ مهر ۹۴ , ۲۲:۴۳
:) خیلی خوب بود! :)

پاسخ :

قربان ِ شما :)
آقای رایمون
۱۳ مهر ۹۴ , ۱۹:۲۴
:)

پاسخ :

خوش اومدین :)
ساجده
۱۴ مهر ۹۴ , ۲۰:۱۳
وای ثریا این عالی بود.

پاسخ :

ساجده :*
علی امین زاده
۱۶ مهر ۹۴ , ۱۳:۱۱
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود....

پاسخ :

زیبا بود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان