تریبون آزاد

یه تریبون آزاد، برای شما.

کامنت‌های این پست به تایید نیازی ندارن دیگه حواستون باشه :))

بنویسید از هر چیزی که دوست دارید، خطاب به من، خطاب به خودتون... خاطره تعریف کنید، جک بگید، از وبلاگ من یا نوشته های من بگید، نقد کنید، تعریف کنید، سوال کنید... هرچی هرچی خودتون دوست دارین...

دوست دارم بشنومتون شماهایی که هنوز اینجا رو دنبال میکنید :)

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۴۷ توسط بانوچـ ـه | ۳۶ نظر
آقای سین
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۰:۵۳
:|
میخوای نماینده مجلس بشی؟

پاسخ :

در افق دور دست بله :دی
بق بقو
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۰:۵۸
اقا من از این تریبون ازاد استفاده میکنم ، بگم کسی اینجا دانشجو شریف نیست. من یک پایان نامه میخوام😭😑

باتشکر😐

پاسخ :

عاشقتم :))
شباهنگ قبلا دانشجوی شریف بوده ولی الان نیست، اما خب شاید کسی رو بشناسه.
جناب منزوی
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۱:۲۴
سلام بر بق بقو
دانشجوی صنعتی شریف یا خود دانشجو باید آدم شریفی باشه؟ :)
امیدوارم پیدا کنید
جناب منزوی
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۱:۲۷
فک کنم اولین باره میام، پس عملاً باید بگم سلام :)
چیزی ندارم بگم

پاسخ :

سلام بر شما، خوش اومدید :)
آقاگل ‌‌
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۱:۴۹
این قرمز منه دوسش دارم خیلی زیاد. :دی

پاسخ :

شیرههههه :دی
פـریـر بانو
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۲:۰۷
صدبار نوشتم پاک کردم...
مخمص کلام اینکه چقدر خدا خوبه. چقدر افتادن تو مسیرش آرامش‌بخشه...

:: تو من رو یاد آبجی‌بزرگه‌های مهربون می‌اندازی. از اون‌ها که خاله شدن بهشون میاد. از اونا که می‌شه روشون حساب کرد تو گرفتاری‌ها... نمی‌دونم چرا. ولی همچین حسی ازت می‌گیرم. :)

پاسخ :

آخ حریر میشناسم اون آرامشی که گفتی رو... :)
چقدر این خط آخر کامنتت لبخند بود، چقدر حس خوب گرفتم... امیدوارم همیشه این حس خوب نسبت به من همرات باشه دختر مهربون :)
اتفاقا اون روزی که توی نمایشگاه همدیگه رو دیدیم هی دوست داشتم لپتو بکشم... از آروم بودنت، نااااز بودنت :)
حتی نمیدونم بعدها در جواب کسی که یادم نیست کی بود و از تو پرسید گفتم: حریر از اوناست که هی دلت میخواد لپشو بکشی وسط حرف زدنش :دی
حوا بانو
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۲:۳۴
دلم گرفته بانوچه :( یه عالمه گرفته :(

پاسخ :

قربون دل شما بشم :(
نمیدونم چی بگم عزیز دل، منم همینطورم... یه دو هفته ای میشه. امیدوارم شادی و آرامش به قلبامون برگرده.
reza sf
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۲:۳۸
وقتی به مخاطب آزادی میدی دست و پاشو گم میکنه
باید محدودش کنی تا درباره چیز مشخص حرف بزنه :))

پاسخ :

:))
چشماتو ببند فکر کن محدودی
بوبک جان
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۳:۴۱
اول اینکه دوس دارم یا اینجا یا اونجا ببینمت ( اینجا یعنی شهر من ، اونجا یعنی شهر تو ) :دی
بند بنفش واسه ساعتت پیدا کردی؟
حالت خوبه؟
انشالله همیشه همه چی روی روال باشه عزیزم :*

پاسخ :

منم همینطور... هوا خنک شد حتما تشریف بیار اینجا :*:*:*
نه هنوز، البته بندش مشکلی نداره، اون تیکه های کوچولو چی میگن بهش؟ کمربند ساعت؟ از اونا همرنگ بندش گیرم نمیاد برا همین میخوام بندشو عوض کنم که همونم گیر نمیاد :(
خوب که چه عرض کنم... بخوام راستشو بگم، نه :(
♫ شباهنگ
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۳:۴۴
خب... امممم.... الان داریم چمدونمونو می‌بندیم و ایشالا فردا ظهر راهی مشهدیم. سوغاتی چی برات بیارم؟

پاسخ :

چه عااااااالی نایب الزیاره باشی حتما... زیارتتم قبول.
سوغاتی بعد از دعا، یه چیز بنفش :دی
آزاد ...
۱۰ مهر ۹۷ , ۲۳:۵۷
دارم فک میکنم که اگه من یه بار دیگه شکست عشقی بخورم دیگه باید با کاردک جمم کنن. :/
تقصیر منه که زیادی دل میبندم یا تقصیر علم احتمالاته. یا کلا هیچکی تقصیر نداره؟

پاسخ :

به عنوان کسی که در دام عاشقی نیفتاده یا در این طور قضایا منطقش بیشتر از احساساتش بوده (که همه جا هم همچین چیزی خوب نیست)، واقعا نمیدونم چی بگم
قاسم صفایی نژاد
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۰:۱۸
امیدوارم آرامش قرین زندگی تون باشه

پاسخ :

کاش خودمم امیدوار بودم...
واران ..
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۳:۴۷
بشنوی پیاممون رو یا ببینی ؟:)
سلام 
وقتتون بخیر :)
خواستم بیام تریبون رو بدست بگیرم دیدم همه گرفتن و رفتن رو منبر :))

فقط یه چیز 
من این پست های رمزیتو هی میخوام بخونم هی نمیشه ایشالا به زودی همشون یه جا میخوندم فقط خدایی هنوز پست رمزی نذاری که من همه اونا رو بخونم بعد بزار :)))

ممنونم :*



+


شباهنگ‌ التماس دعا 
پیشاپیش هم زیارتت قبول :)



++
@حوا بانو
ایشالا حال دلت پرواز کنه بسمت کربلا اونجایی که بی صبرانه منتظرشی یه روزی بری زیارتشون کنی.آمین



پاسخ :

آره، کامنتاتونو که میخونم یه صدا و لحن مخصوص تو ذهنم براتون میسازم :)
سلام عزیزم میکروفون برای همه هست راحت باش :))
سعی میکنم یکم فاصله بندازم ولی زود بخون :))

فرشته ...
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۷:۳۸
دلم برات تنگ شد یهویی، همین :)

پاسخ :

دل منم برات تنگ شده دختر مهربون و دوست داشتنی :*
حوا ...
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۷:۴۲
بنده همچنان دوست دارم ببینمت ^_^

پاسخ :

منم همچنان دوست دارم شما رو ملاقات کنم... تشریف بیارید این طرفا پاییز و زمستونش خوبه هوا :)
غمی ‌‌
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۷:۵۷
«یک شب آتش در نیستان مییییییییییبیییی فُتاد...»
چه باحاله. صدا اینجا می‌پیچه.

پاسخ :

آره اکو داره...
حامد سپهر
۱۱ مهر ۹۷ , ۰۹:۵۲
سلام
راستش بدون موضوع کامنت دادن سخته
من میخواستم بگم اگه رمز پستهای رمز دار رو بخوام فضولی نباشه؟

بعدش یه سوال نوشتن با اسم واقعی دردسر ساز نیست؟ یا تا حالا دردسر نداشته ؟

شاد باشی

پاسخ :

سلام
نه مشکلی نیست، یه کامنت خصوصی برام بفرستین رمز رو میذارم براتون.
دردسر که نمیشه گفت، ولی خب یک سری سانسورهایی شکل می‌گیره که اجتناب‌ناپذیره.
♫ شباهنگ
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۰:۵۷
@واران
محتاجیم به دعا عزیزم
هانی هستم
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۱:۴۰
منم اومدم اعلام وجود کنم!

پاسخ :

ممنونم از حضورتون.
خوش اومدین.
هلما ...
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۲:۴۳
سلام....
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتی است که تنها به تو می اندیشم
به تو آری،به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور
به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسّم،به تکلّم،به دل آرایی تو
به خموشی، به شکیبا، به تماشایی تو
به نفسهای تو در سینه ی سنگین سکوت
به سخن های تو با لهجه ی شیرین سکوت
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش
میشود یک شبه پی برد به دلدادگیش
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
آه ای صاف تر از آئینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هرشبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو با آئینه اینقدر یکی است
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب، آفت جانم شده است
آن الفبا که همه ورد زبانم شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه، تویی

عشق من آن شبح تار شبانگاه، تویی


این شعره هیچ ربطی به حس و حالم نداره ولی خیلی دوستش دارم دوست دارم بارها بخونمش.!
راستی میبینی بیان چه خلوت و ارومه؟!

پاسخ :

واقعا زیبا بود مرسی هلمای مهربونم :)
بیان خلوته و دلگیر
حوا بانو
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۳:۳۳
خدا نکنه مهربونم ؛)
آره واقعا. خدا کنه یه آرامشِ قشنگ واردِ دلامون شه و بیرونم نره :)

پاسخ :

الهی آمین...
مصطفی فتاحی اردکانی
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۳:۴۵
خیلی خوشحال میشم وقتی می بینم از وبلاگ هایی که دنبال می کنم کامنت دریافت کنم.

خیلی ممنونم

پاسخ :

خواهش میکنم :)
رفیعه ...
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۶:۴۰
فقط چقدر بد که نتونستم تجدید دیدار کنم باهات :|

پاسخ :

می بینی تو رو خدا؟ :(
مرتضا دِ
۱۱ مهر ۹۷ , ۱۶:۵۷
یه کامنت برا من دادی
خیلی قشنگ بود

ولی به خاطر مناظره زنده نمی تونم پیداش کنم جوابشو بدم :)

پاسخ :

کو؟ کجا؟ کِی؟ :( پیداش کن خب
פـریـر بانو
۱۱ مهر ۹۷ , ۲۰:۴۶
چه خوبه هم‌حس بودن... :)
ایشالا همینطور می‌شه. ^_^
آقاااا! من اصلا لپ دارم بکشین؟ خدا رو خوش میاد؟ جوون مردم رو می‌خواین از اینی که هست بی‌لپ‌تر کنین؟! :/ :))
مرسی مهربون جان. :* 
اینکه آدم‌ها حس خوبی بهت داشته باشن، شیرینه... :)

پاسخ :

خب باید زیاد بکشیم که کِش بیاد و لپ‌دار بشی :دی
احسان ◇
۱۱ مهر ۹۷ , ۲۲:۳۳
رئال چرا باخت؟

پاسخ :

زیرا که باخت در تقدیرش بود :/
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۲ مهر ۹۷ , ۰۹:۴۷
من سرما خوردم:-(

پاسخ :

ای بابا... به روش گیاهی و سنتی دارو بخور زود خوب شی :(
مستر صفری
۱۲ مهر ۹۷ , ۱۹:۴۶
چیزی که تو این دنیا تو زمستونی از دوست دختر نداشتم، بیشتر دوست دارم
بستنی قیفی خامه ایههه...................

پاسخ :

بستنی قیفی که همش آب میشه کوفت ِ آدم میشه...
ام اسی خوشبخت
۱۳ مهر ۹۷ , ۲۱:۳۵
یه حس خوبی تو دلم نسبت به شما دارم و دوست دارم یه روزی ببینمتون و تو ساحل های قشنگ و کوچه های قدیمیمیتون راه بریم و گپ بزنیم :)

پاسخ :

عزیز دلم، این حس خوب قطعا متقابله :)
ان‌شاءالله تشریف بیارید خوشحال میشم از نزدیک ببینمتون :*
الهام پرتو
۱۵ مهر ۹۷ , ۱۱:۴۳
من سوال دارم چرا یهو با من قهر کردی در حالی که من باید قهر میکردم :دی

پاسخ :

من قهر نکردم عزیزم، اصلا عادت به قهر کردن ندارم ولی خب حس کردم اولش غیرمستقیم و بعدش مستقیم تهمت زده شد بهم، دقیق از اون روزا یادم نیست ولی فکر کنم خودت فاصله گرفتی
ام اسی خوشبخت
۱۵ مهر ۹۷ , ۱۹:۲۸
شما که همیشه به من لطف دارید:)
خیلی ممنون , ان شالله بزودی :*

پاسخ :

فدای شما :*
اجاره آپارتمان مبله در تهران
۱۷ مهر ۹۷ , ۲۲:۳۳
پاییز اینجاست ، بارون ، خیابون ، دلخوشی ، انگیزه ... با مان
پاییز اینجاست ، من با تو ام ، تو با منی ، ای جانمی جان
پ.ن : البته خیاله ... :) ولی خیالشم قشنگه اصن شاید خیالش قشنگ تره ...
________________________________________
اجاره آپارتمان مبله در تهران
https://eskanbama.com
آشنای بی نشان
۱۸ مهر ۹۷ , ۰۵:۱۱
عرضی نیست:دی

پاسخ :

بفرمایید میوه بخورید...
سجل ...
۲۰ مهر ۹۷ , ۱۵:۱۷
با تشکر از تریبونی که در اختیارم قرار دادین :)) عرض شود که آقا من حواسم به اینجا هستا، کم رنگی رو به پای چیزی نذارین و اینا


به واقع  الان اومده بودم که این چیزا رو بگم بعد دیدم اِ کلا شرایط رو قبلا مهیا کردن دوستان :))

پاسخ :

با تشکر از شما که حواستون به اینجا هست :دی
مهدی صالح پور
۲۳ مهر ۹۷ , ۱۸:۴۷
دو تا انتقاد داشتم از بچه های بلاگ!

اول اینکه اگه قراره یه پستی رو عمومی کسی نخونه، چرا باید رمز دار منتشرش کنیم؟ خب منتشرش نکنیم... امتیاز مرحله رو از دست میدیم مگه؟! :D

دوم هم اینکه ما از بلاگفا فرار کردیم اومدیم اینجا که برای نوشتن کامنت کد عجیب غریب پنج رقمی تایپ نکنیم! چرا هنوز بعضیا کامنت هاشون کد تایید میخواد؟!

با تشکر از وقتی که در اختیار بنده قرار دادید!

پاسخ :

من در جایگاه خودم میتونم انتقادهاتون رو جواب بدم.
اول اینکه من اگر 5 نفر خواننده داشته باشم به نام‌های زهرا، علی، مریم، رضا و حسین. وقتی مطلبی رو منتشر می‌کنم نمی‌تونم مطمئن باشم که فقط این 5 نفر مطلب من رو خوندن، چون وبلاگ یه صفحه‌ی مجازی هست که با یه سرچ ساده‌ی مستقیم یا غیرمستقیم کسی بهش دسترسی پیدا کنه. و از اونجایی که آشنایانی دارم که گاها از روی کنجکاوی ِ بیش از حد دنبال خوندن و سر در آوردن از کارای من هستن، بعضی از مطالبم رو دوست ندارم اونا بخونن... به عبارتی بعضی از مطالب رو می‌خوام مطمئن بشم که همون 5 نفر خوندن یا شاید تعدادی از همون 5 نفر رو هم نخوام بخونن، به همین دلیل پست رمزدار می‌ذارم و رمز رو به کسانی که مشکلی با قرائت!!!! پست ندارن اعلام می‌کنم. (عینکش را برداشته و نفس عمیق می‌کشد) :دی

دوم من تا جایی که یادم میاد دلیل کوچ! و نه فرار ِ ما از بلاگفا. قاطی کردنش، از دسترس خارج شدنش و مهم تر از همه پریدن مطالبمون بود در صورتی که آقای شیرازی حتی یک دلجویی ساده هم نکردن. راجع به کد تایید ایده ای ندارم :دی

با تشکر از شما که انتقاد کردید.

نسیم
۲۷ مهر ۹۷ , ۰۰:۱۱
سلام بانوووچه جان. از روزی که این پست رو گذاشتین هی اومدم نوشتم خواستم ارسال کنم منصرف شدم و پاک کردم. خیلی وقته که میخونمتون. عالی مینویسین. کاش بشه که یه روز از نزدیک ببینمتون.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان