بگو خدا پشت و پناهت

رخساره توی حیاط ایستاد و با صدای بلند گفت: "مامان، من رفتم"

مادرش از توی آشپزخانه جواب داد: "مواظب خودت باش"

رخساره گفت: "نه! بگو خدا پشت و پناهت"

مادرش گفت: "برو به‌سلامت عزیزم"

رخساره کوله‌پشتی‌اش را جابه‌جا کرد و گفت: "نه مامان، بگو خدا پشت و پناهت... بگو"

مادرش گفت: "خدا پشت و پناهت دخترم"

رخساره لبخند زد و رفت...

از پشت پنجره‌ی اتاق آرامشی که توی صورت رخساره نشست را دیدم، وقتی لبخند زد و از در حیاط بیرون رفت مطمئن بود که خدا پشت و پناهش شده، اینکه آدم مطمئن باشد خدا پشت و پناهش در تمام لحظات است خیلی دلگرم‌کننده است، حالا شما ببین اگر این را مادر بهت بگوید چقدر ایمن می‌شوی...

انگار اگر این دعا از لب‌های مادر گفته شود خدا واقعا پشت و پناهمان می‌شود... لبخند رخساره آنقدر مطمئن بود که انگار دیگر نگران هیچ اتفاقی نبود، انگار که مادر پای برگه‌ی پشت و پناه بودن خدا را برایش امضاء کرده باشد، انگار تضمین کرده باشد...

چقدر شیرین است که مادرها ما را به این سادگی یک جور محکم و تضمینی به خدا وصل می‌کنند...

مادر، صدایت را نمی‌شنوم اما، لطفا بهم بگو: "خدا پشت و پناهت"

+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۶ توسط بانوچـ ـه | ۱۵ نظر
جناب قدح
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۰:۱۹
سلام بانو "چه" :)

این یعنی بیمه دعای مادر ...

پاسخ :

سلام جناب
مطمئن‌ترین بیمه... مطمئن‌ترین دعا
مستر صفری
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۰:۳۹
:)
مادرها خیلی خوبن خیلییییییییییییییییییییییییییی
دعاشون همیشه تو زندگی پیشمون میندازه
و مادر بانوچه از اون جهان حتما خدا پشت و پناهت به دخترت گفته ای؟

پاسخ :

مادرها واقعا خوبن... بهشتن...
حتما گفته :)
مستر صفری
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۰:۴۳
:)
میگن روح ها در جهان سر گردانن فکر کنم الان مادرتون پیشتونه فقط حیف که جسمش نیست که قربون صدقش بری:)

پاسخ :

سرگردان رو قبول ندارم...
اونا آزادن و میان و میرن...
یک دختر شیعه
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۱:۲۶
میگه..
شک نکن : ))

پاسخ :

حتما :)
دُختری از جنس آرامِش 😊
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۱:۲۹
چه دعای قشنگی :))
چه فرشته های مهربونی :)


پاسخ :

خیلی مهربونن... خیلی :)
حامد سپهر
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۸
مادرها مثل بارون هستن که حتی اگه بخوان هم نمیتونن مهربون نباشن
شما چه بخوای یا نخوای دعاشون پشت سرت هست

پاسخ :

واقعا چیزی زیباتر از مهر مادری هست؟
حامد سپهر
۲۲ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۸
مادرها مثل بارون هستن که حتی اگه بخوان هم نمیتونن مهربون نباشن
شما چه بخوای یا نخوای دعاشون پشت سرت هست
محبوبه شب
۲۳ اسفند ۹۶ , ۰۰:۰۱
خدا رحمتشون کنه..
مامانا همیشه هوای گل دخترا و گل پسراشونو دارن شک نکن حتی اگه جسم مادی شونو نتونی لمس کنی.

پاسخ :

متشکرم عزیزم، خدا همه رفتگان رو بیامرزه.

فرشته ...
۲۳ اسفند ۹۶ , ۰۶:۱۳
من مطمئنم هرگاه که پاتو از خونه میذاری بیرون مادرت دعات میکنه،بهت میگه خدا پشت و پناهت؛ چون مادره الکی که نیست:)
منم هرگاه میرم بیرون مامانم میگه" برو دست خدا" :)

پاسخ :

آخ از این مهر مادری... :)
حوا ...
۲۳ اسفند ۹۶ , ۰۹:۲۴
چه زیبا :))

پاسخ :

بله :)
هلما ...
۲۳ اسفند ۹۶ , ۱۴:۰۱
عشقن :)

پاسخ :

آره ^_^
جناب دچار
۲۳ اسفند ۹۶ , ۱۵:۴۱
می بینم که اومدی خونه و نت داری! :)

پاسخ :

بله بله :دی
قاسم صفایی نژاد
۲۳ اسفند ۹۶ , ۱۶:۰۵
آن زمان‌ها که دست مادرها / محترم بود و بوسه باران بود
به دعای شکسته ی مادر / حال و اقبالمان دو چندان بود

پاسخ :

و چقدر همه چی خوب بود :(
محمود بنائی
۲۳ اسفند ۹۶ , ۱۷:۲۷
گاهی ما حواسمون نیست، اما نه خدا بنده اش را فراموش میکنه نه مادری فرزندش را :) بهترین آرزوها را براتون دارم سال جدید. 

پاسخ :

بله همینطوره، این ماییم که فراموش‌کاریم...
ممنونم، ان‌شاءالله شما هم سال خوبی داشته باشید.
عرفان ...
۰۲ فروردين ۹۷ , ۱۹:۱۸
دنیای کامپیوتر:
(بله همین طوره............نوروزتان مبارک)

پاسخ :

متشکرم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان