ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

در انزلی خورشید نمی تابد

چهارشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۴۶ ب.ظ
یه مطلب آماده کرده بودم برای وبلاگ، ولی بعد از خوندن ِ وبلاگ ِ خرمالوی سیاه و باز کردن یکی از لینک ها، اونقدر ذهنم آشفته ست و بغض دارم که فعلا نمیتونم مطلب رو کامل کنم و بفرستم...

لینک "دنیای گمشده در انزلی"

حتما بخونید.
  • بانوچـ ـه

نظرات (۳)

  • مه‍ شید
  • هه! 
    امنیت! 
    وارثان امنیت فقط وظیفه ی خفظ اسلام رو دارن و جمع کردن دیش!

    + دنیای نا عادل! 

    + چند وقت پیش هبر سربریدن یه پسر بچه رو جلوی درخونش خوندم.

    تلخی هایی که تو ذهن می مونن :(
  • عطیه
  • سلام
    خیلی اتفاقی ادرس وبلاگتون رو از لینکدونی اشفتگی های نیمه شب پیدا کردم.اگه یادتون باشه یه شب تو تلگرام با هم صحبت کردیم:))
    #خوشحالی

    سلام
    بله شما رو یادم هست :)
    فک کنم تو اینستا هم یه مدت داشتیم همدیگه رو :)
    هشتگ ِ فوق ِ خوشحالی :)
  • راد

  • کیه که این مطلب رو بخونه و بغض نکنه....
    خدایا خودت جواب دل این پدران و مادران منتظر رو بده،

    :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">