ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

آدم‌های فصلی

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۱ ق.ظ

در ادامه‌ی تغییر و تحولات شماره‌های ذخیره شده‌ی گوشی‌ام، به شماره‌ها و اسم‌هایی برخورد کردم که دیگر حتی یک‌بار در سال هم برخوردی با همدیگر نداشتیم، بعد همان‌طور که داشتم توی دفترچه‌ام یادداشتشان می‌کردم مدام از خودم می‌پرسیدم این شماره را برای چه نگه داشته‌ام؟ در این روزهایی که تغییر شماره حتی از تغییر تصویر پروفایل هم بیشتر شده است شماره‌ی این آدم‌ها را برای چه نگه داشته‌ام؟ قرار است حالی ازشان بپرسم؟ نه... قرار است آن‌ها جویای احوال من شوند؟ نه... پس این‌همه شماره را روی هم جمع کرده‌ام برای چه؟
بعضی آدم‌ها، خوب یا بد، مربوط به زمان ِ خاصی از زندگی ما هستند، پروژه که تمام شود، فصل که عوض شود، خورشید که طلوع کند، دیگر نیستند، مدت زمان حضورشان از قبل تعیین شده است، یک روزی،‌ یک جایی از زندگی‌ات حضور پیدا می‌کنند که اتفاقی را تغییر دهند یا اتفاقی تازه را به وجود بیاورند، بعد می‌روند، چون از اول قرار نبوده که بمانند...
و ما می‌خواهیم با حفظ شماره‌های قدیمی آن‌ها چه چیزی را ثابت کنیم؟ تنفرمان را؟ وفاداری‌مان را؟
شماره‌ها را پاک‌ می‌کنم و به این فکر می‌کنم که بعضی وقت‌ها خوب است آدم نگاهی به اطرافش بیندازد، دور ریختنی‌ها را دور بیندازد... سبک‌تر که باشد حال و هوای پرواز به او نزدیک‌تر می‌شود.‌..

  • بانوچـ ـه

نظرات (۲۱)

  • بق بقو
  • درسته 👌
    منم هر چند وقت یک باریه صفایی به گوشیم میدم ... اگر ندم خود گوشیم ریست میکنه :))

    درود به گوشیت که خودش میدونه چیکار کنه :دی
  • فیش نگار
  • یه مطلبی قبلا خونده بودم گفته بود اینکه آدم های فصلی اطراف ما زیاد شده اند از تبعات و خصوصیات مدرنیسم است :)

    داشتم فکر می‌کردم چقدر این چرخه شبیه ِ اتوبوس سوار شدنه، توی هر ایستگاه جدید آدمای جدیدی باهامون سوار میشن که بسته به مقصدشون ممکنه یه ایستگاه، دو ایستگاه یا چند ایستگاه بعد پیاده بشن
  • فیش نگار
  • علامه طباطبایی معتقد بودن که انسان مدنی بالطبع نیست؛ بلکه مجبور است اجتماعی زیست کند

    + برای اینکه تنهایی نمیتواند امور را رتق و فتق! کند
    + برای اینکه زورش به همه نمیرسد :)

    اصلا انسان برا تنهایی آفریده نشده، حتی ماهایی که گاهی از تنهاییمون خرسند هستیم هم حالیمون نیست که داریم یه جوری اجتماعی زندگی میکنیم :/
  • فیش نگار
  • یعنی شما برعکس ایشون فکر می کنید؟

    نه خب منم گفتم که معتقدم انسان باید اجتماعی زندگی کنه دیگه :/
  • Leila :)
  • و چقدر برام ناراحت کنندست این پاک کردن شماره های آدمایی که قبلنا برام خیلی آشنا بودن ..

    خب برای من نمیشه گفت "خیلی" آشنا بودن...
  • یک آشنا
  • آره واقعا 
    من یه سری شماره ها دارم که اصلا نمی شناسمشون :|
    اصلا نمی دونم چطور اومدن تو گوشم :/

    همینو بگو :/
  • مریــــ ـــــم
  • چه خوب نوشته بودی
    منم باید یه سر به شماره های ذخیره شده ی گوشیم بندازم
    :|

    حتما اینکار رو بکن...
  • بوبک یار
  • دقیقا همین موضوع بحثش شده بود و من فکر میکردم فقط واسه من اینطوره و ناراحت بودم بعد دیدم نه واسه همه همین شکلیه۰مثلا حتی دوستای دوران مدرسه یا کلاسی که به وقت اون زمان باهاشون نسبتا صمیمی بودم اما زمانش که گذشته انگار تاریخ انقضای اون رابطه هم رسیده و خیلی کم میشه ادما رو بعد دوره ی خاصشون نگه داشت و آدم های غریبه تر که دیگه هیچ۰به قول یه دوستی آدمای هر دوره مال همون دوره ن۰گاهی اگه بخوای رابطتو بعد اون دوره هم باهاشون ادامه بدی دیگه نه تو اون ادم سابقی نه اون دیگه مثله گذشته س۰باید خودمون پرونده هارو ببندیم  و ادامه ش ندیم۰

    من حتی شماره اون خانمی که اومد گفت هر وقت انتشارات دانشگاه باز شد یه تک بنداز رو گوشیم رو هم داشتم... آخه چرا؟
  • قاسم صفایی نژاد
  • البته شماره‌های کاری و علمی و اینا بالاخره ممکنه یه روزی بدرد بخورن. این چیزی که فرمودید مربوط به روابط شخصی هست.

    به نظرم که نمیشه اسم رابطه رو هم گذاشت روش...
  • آقای سر به هوا ...
  • آخ که من هم دقیقا همینطوریم نسبت به شماره های گوشیم :|

    خییییلی خوبه که :/
  • رضا
  • آدما همینن، برای همدیگه نمیمونن بمونن هم زمان نمیذاره

    بستگی به نوع رابطه، نسبت و سایر اشتراکاتی داره که به همدیگه وصلشون میکنه...
  • نار خاتون
  • یک عالم دور ریختنی دارم...

    دور بریز بانو :)
  • آقای سین
  • دور ریختنی ها رو باید دور ریخت :)

    جور دیگر باید دید حتی :دی
  • Faber Castel
  • جانا سخن از زبان ما می گویی :)

    :)
  • یــاسـᓄـךּ ●‿●
  • هوووم :)
    پرواز چطوره بانو ؟

    عااالی :)
  • ام اسی خوشبخت
  • افکارمون رو هم گاهی باید زیر و رو کنیم :)

    همه چی رو... کاش اینقدر برای گردگیری افکارمون مقاومت به خرج نمیدادیم...
  • آبینه ..
  • و اگه اون شماره ها یه جایی ته پستوی ذهنت ، زیر خاطرات خاک گرفته حفظ شده باشن چی؟! :|

    اون دیگه واقعا ستمه :/
  • رفیعه رجعتی
  • یه رفیقی داشتم، میگفت گاهی وقتا میزنه به سرم و یه عدد انتخاب میکنم. بعد میرم سرچ میکنم توی کانتکتام، بهش زنگ میزنم. حرکت جالبی بود! اگه ما یه قدم برداریم، شاید بقیه ام معرفت به خرج دادن...

    برا دوستا آره، ولی مثلا فروشنده ی سوپرمارکت ِ کوچه پشتی ِ خونه دانشجویی ِ دو سال ِ کارشناسیم الان به چه کارم میاد :دی
  • لیمو ‌‌
  • چه کار جالبی ... ترغیب شدم منم اینکارو بکنم ... !

    خیلی حس سبکی خوبی میده
  • رفیعه رجعتی
  • تو شماره ی اونم داری؟! -__-

    تازه اون زمان یه گوشی دیگه و یه خط دیگه داشتم... این که شماره اونو داشتم عجیب نیست اما اینکه توی گوشی جدید هم با خودم آوردمش عجیبه :/ واقعا چرا :))
  • آنالیز ..
  • بانوچه اصلا شماره های تو گوشیم برام مهم نیست ،چون هر چند وقت گوشیم  ریست فکتوری میشه و همه ش پاک میشه 
    شماره اعضای خانوادم و ادمای که بیشترین ارتباط رو باهاشون دارم حفظ میکنم و اصلا تو کار ذخیره نیستم 
    همیشه هم دوستام اعتراض دارن که احوال نمیپرسم وبی معرفتم
    شخصیت بی عاطفه ی نیستم و ممکن در طی یکسال چندین بار یادش کنم در حالی که شماره ش تو گوشیمم بوده و به اسم ذخیره نکردم

    چه خوبه شماره‌ها رو حفظ میکنی :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">