او خودش بود و من خودم بودم

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/7/9/7/1468033709998025.jpg

این‌‌روزها وقتی بعضی از دوستان، آشنایان یا همکارانم اعم از زن یا مرد را می‌بینم همه متفق‌القول هستند که کم‌پیدا شده‌ام، خبری ازم نیست، می‌پرسند به چه کاری مشغولم که نیستم؟ و من فکر می‌کنم که تمام این‌روزها وجود داشته‌ام، در متن ِ این زندگی بوده‌ام، میان ِ همین مردم بوده‌ام، با تک‌تک‌شان حرف زده‌ام، خندیده‌ام، بیرون رفته‌ام... پس چرا همه ابراز دلتنگی می‌کنند؟ چرا از نبودنم می‌گویند؟ چرا فکر می‌کنند خبری از من نیست؟ نکند آن‌کسی که صبح‌ها قبل از شانه کردن ِ موهایش به پدر صبح بخیر می‌گفت من نبوده‌ام؟، یا آن‌کسی که شب‌ها قبل از خواب هزاران برنامه برای فردایش می‌ریخت و آخرش هم متوجه نمی‌شد کی خوابش برده‌است، دختری که به محض اینکه مطلع می‌شد برادرش می‌خواهد از خانه بیرون برود داد می‌زد: شیرکاکائو یادت نره و بعد موزیک‌های مورد علاقه‌اش را پلی می‌کرد، آن‌کس که برای دوستانش پیام‌های انرژی‌بخش فوروارد می‌کرد و لباس‌های رنگی‌رنگی می‌پوشید... اگر هیچ‌کدام ِ این‌ها من نبوده‌ام، پس او که به جای من اینهمه زندگی کرده است چه کسی بوده؟ چرا تمام ِ عادت‌هایش شبیه ِ من بود؟ چرا چای را با لیوان می‌خورد و اکثر وسایلش به رنگ بنفش بود و با دست چپش می‌نوشت؟ چرا روبروی آینه که می‌ایستاد با من هیچ فرقی نداشت؟ اگر او به جای من بوده است پس من کجای این زندگی بوده‌ام که نبوده‌ام؟ 



| لینک عکس |
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۵۹ توسط بانوچـ ـه | ۱۳ نظر
محمدرضا عاشوری
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۲:۰۹
با سلام.
تو تنظیمات - تنظیمات ساده - نمایش جعبه دنبال کنندگان رو فعال کنید تا بازدید کنندگانی که میخوان وبلاگتون رو دنبال کنن راحت تر بتونن این کار و کنن. این کار باعث میشه که افراد دوباره به وبلاگتون برگردن.
مرسی :)

پاسخ :

سلام
بله حتما.
مرضیه ...
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۰۰
قشنگ نوشتین :)

پاسخ :

قشنگ خوندید :)
هانیه شالباف
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۱۲
برای مردم باید اون‌جوری بود که اونا می‌خوان...

پاسخ :

دقیقا...
دچــ ــــار
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۴:۱۸
من که نمیدونم شما کجا بودید :) 
+ شاید بودین اصلا !

پاسخ :

شایدم نه...
صبا مهدوی
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۶:۴۹
آدم های حواس پرت..

پاسخ :

:(
محمدرضا سلمانیان‌نژاد
۲۸ آبان ۹۵ , ۱۸:۴۷
من زیاد از این متن‌ها سردرنمی‌آرم.
با دقتم خوندم

پاسخ :

تشکر از وقتی که گذاشتید و خوندید
منتظر اتفاقات خوب
۲۹ آبان ۹۵ , ۱۵:۴۰
:))متن رو خیلی دوست دارم..خوب زندگی کنید و حالتون خوب باشه.

پاسخ :

خوشحالم که با متن ارتباط برقرار کردین :)
مجتبی مطوری
۲۹ آبان ۹۵ , ۲۳:۱۱
زیبا بود

پاسخ :

متشکرم.
هانی هستم
۳۰ آبان ۹۵ , ۱۳:۲۸
باید به درون آینه کوچ کنم
باید یکی را پیدا کنم شبیه خودم...

پاسخ :

آینه ها گاهی وقتا دروغ میگن...
کاظم لمسو
۰۱ آذر ۹۵ , ۰۰:۰۲
وب بسیارخوبی دارین. ):
دنبال شدین.
مارو هم دنبال بفرمایین...

پاسخ :

:)
نسیم ...
۰۱ آذر ۹۵ , ۰۹:۲۰
من مدت هاست که نیستم!
و کسی این نبودن رو حس نمیکنه!

پاسخ :

چه تلخه :(
لیمو ‌‌
۰۲ آذر ۹۵ , ۰۸:۱۳
مردم برای توجیه بی توجهی شون به آدم همیشه میپرسن که کجا بودی کم پیدایی :دی
در حالی که تو بودی و اونا نبودن. :)

پاسخ :

تا حالا از این جهت بهش نگاه نکرده بودم... :)
Lady cyan ※※
۱۲ آذر ۹۵ , ۱۹:۰۵
عکسش چه خوبه :))

پاسخ :

خیلی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان