آنفامیل شدگان

دیدن ِ آی‌پی‌های آشنا یک‌جور ِ خاصی تلخ است. هر وقت آی‌پی ِ آشنایی می‌بینم حس می‌کنم یکی از فامیل‌هایمان وقتی که نبوده‌ام یا خواب بوده‌ام، در ِ اتاق ِ شخصی‌ام را باز کرده و داخلش را سرک کشیده است. راستش دو سه روزی مدام در فکر تغییر آدرس بودم. اما فعلا و احتمالا به صورت ِ موقت بیخیال ِ تغییر ِ آدرس شده‌ام. این جنگ ِ با خودم، سر ِ رفتن و نرفتن باید یک‌روز برای همیشه تمام شود. آن روزی که تصمیم گرفتم با هویت ِ واقعی‌ام بنویسم فکر این روزها را هم می‌کردم. اما نمی‌دانم چرا هرچقدر هم که این روزها پیش بینی شده باشند باز هم دیدن ِ آی‌پی‌های آشنا یک‌جور ِ خاصی تلخ است.



+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۵۳ توسط بانوچـ ـه | ۲۱ نظر
♫ شباهنگ
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۰:۰۴
این جنگ و درگیریِ درونی‌ت اگه حل می‌شد منم یه نفس راحتی می‌کشیدم

والا 

پاسخ :

:))
ما شیعه‌ها
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۰:۰۷
الان دقیقاً مشکل چیه؟

پاسخ :

دوس ندارم آشناها بخونن منو.
امیر بهزادپور
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۰:۱۹
باهویت اصلی بنویس ، تا همیشه.

پاسخ :

چشم :)
لیمو ‌‌
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۰:۴۶
منم همون اول بخاطر همین تغییر آدرس دادم. 
اینجا مث دفترچه خاطراتم میمونه. شاید اگه یه غریبه ببینه برام مهم نباشه و واقعا بده آدمایی که میشناسنت ببینن. اون وقت مجبور به خودسانسوری میشی ... 

اگه خواستی هرکاری بکنی یه ندا بده :)

پاسخ :

خیلی بده... که بدونن حتی تو فکرت چی میگذره.

چشم لیموی جان :)
بیست و دو
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۱:۰۷
حالا از کجا آی پی هاشونو تشخیص میدی؟

پاسخ :

دارم آی پی دو سه نفرشون رو.
هانی هستم
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۷:۵۱
منم همیشه از نگرانی اینکه یک روز یک آشنا بخونتم که خیلی هم محتمله همیشه مجبور به سانسور بخشی از وقایع میشم و نمی نویسمشون. چون هیچ وقت نتونستم کنار بیام با اسم مستعار بنویسم...

پاسخ :

دقیقا منم به همین حال دچارم...
علی کافه چی
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۹:۲۸
کاش می شد بعضی فامیل ها رو برد محضر طلاق داد اصلن

پاسخ :

سه طلاقه ی سند دار اصلا...
آبینه ..
۱۲ آبان ۹۵ , ۰۹:۵۷
دلیل منم همینه :|

پاسخ :

:(
یک آشنا
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۰:۰۵
آیپی من ! آیا خخخخخ
خوب چون یک نداشت ، مطمئن شدم با من نیستی ، ولی واقعا چطور ممکنه بین میلیون صفحه وب پیدات کرده باشن ؟ ، خودش جای سوال داره

پاسخ :

کار خاصی نکردن... چندتاشون که کلا آدرس داشتن، بقیه هم کافیه اسمو فامیلمو سرچ کنن میرسن به اینجا. با هویت خودم مینویسم ناسلامتی.
آقای سین
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۱:۰۳
من خیلیا رو آنفامیل و بلاک فور اور کردم :)

پاسخ :

احسنت بر شما.
قاسم صفایی نژاد
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۱:۵۱
انقدر قوی باشید که مهم نباشه براتون کی می‌خونه و کی چه نظری داره. نظر حق رو بپذیرید از هر کسی و نظر باطل رو از هیچکسی نپذیرید. اگه هم با هویت واقعی می‌نویسید که حرفهای خصوصی رو کسی نباید بخونه، نه فامیل ، نه غیرفامیل

پاسخ :

برام مهم نیست کی میخونه و چه قضاوتی میکنه... جدی میگم.
اما خب دوس ندارم بعضی از فامیل ها از برنامه ها و اهداف و کارهایی که توی ذهنمه اطلاع پیدا کنن... همین.
مسافر ...
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۳:۵۷
سلام میگم یعنی چوطوری ؟

پاسخ :

سلام... چی چطوری؟
منِ مجازی
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۴:۵۰
به گزینه بلاک کردن در بیان خیلی نیازمنیدم -____-
میدونم سخت میشه این کارو کرد (تقریبا غیر ممکن) ولی خب اگه میشد خیلی خوب میشد :)

پاسخ :

عالی میشد...
آقاگل ‌‌‌‌
۱۲ آبان ۹۵ , ۱۶:۱۰
آنفامیل :)))
جدن آی پی های ملت رو حفظی؟ من شماره تلفن خودمم به زحمت حفظم! رو آستین پیرهنم مینویسمش اگه یادم رفت یک موقع داشته باشمش حتی!

پاسخ :

آی پی های همه رو که نه، اما چند تاشونو بلدم و یادداشت کردم...
محمد حسین
۱۲ آبان ۹۵ , ۲۱:۳۳
میشه منتها هزینه اس سنگینه :))) 

پاسخ :

چقد مثلا؟ :دی
بنتُ الهدی
۱۲ آبان ۹۵ , ۲۲:۰۸
متاسفانه فامیل دست و پای آدم رو توی نوشتن میبندن :(

پاسخ :

خیلی... خیلی...
naeeme chakeri
۱۲ آبان ۹۵ , ۲۳:۴۰
انفامیل:))
خخخخ
واقعا گاهی وقتا آدم لازم داره بنویسه، بگه و حرف بزنه بدون اینکه کسی بشناسش....

پاسخ :

بدون اینکه کسی بشناسش...
ام اسی خوشبخت
۱۲ آبان ۹۵ , ۲۳:۵۹
تو دنیای مجازی باید ناشناخته موند, راحتتره :)

پاسخ :

قبول دارم، ولی خب نوشتن با هویت اصلی هم لذت خاصی داره حیف که با ناراحتی هایی همراهه.
** آوا **
۱۴ آبان ۹۵ , ۰۱:۲۳
خب منم فامیل زیاد دارم و قصد آنفامیل کردن هم ندارم ولی یه وقتایی پشیمون میشم از این اتفاق

پاسخ :

خوب نیست... هیچ خوب نیست :(
خون بهای عشق
۱۴ آبان ۹۵ , ۱۶:۴۴
خیلی جالب بود ! 
=)))

پاسخ :

نگاه شما جالبه :)
♥ محجبه ♥
۱۵ آبان ۹۵ , ۱۳:۴۱
عکس نوشته آخر پست باحاله خخخخ

پاسخ :

:دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان