ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

یک نفر با خبری خوش، سریعاً برسد!

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۴۴ ب.ظ
این روزها مُدام حس می‌کنم خبری در راه است...
این روزها هر روز صُبح پنجره را باز می‌گذارم تا علاوه بر نسیم ِ خنکی که به داخل می‌آید، صدای گنجشکان را هم بشنوم و حس می‌کنم خبری در راه است...
این روزها وسط ِ آشپزی کردن‌هایم، وسط ِ آواز خواندن‌هایم، وسط ِ چک کردن ِ گوشی، مُدام گوشم به در است، یک نفر در درون ِ من می‌گوید که خبری در راه است...
پاییز که می‌رسد، من هم منتظرم... هر لحظه منتظرم یک پستچی از راه برسد و برایم پیغامی آورده باشد یا شاید نامه‌ای، شاید هم بسته‌ای... با هر صدایی از پشت ِ در، چادر ِ سفید ِ با گل‌های بنفش را می‌اندازم روی سرم و به سمت ِ در پرواز می‌کنم...
یک‌بار مامور ِ سرشماری‌ست، یک‌بار نگهبان ِ قبلی ِ ساختمان است، یک‌بار هم که اصلا کسی با ما کاری نداشت و غریبه‌ای در  واحد ِ روبرویی را می‌زد...
اذان ِ ظهر را که می‌گویند می‌نویسم: امروز هم گذشت و پُستچی نیامد.
بعد از خودم می‌پرسم، که مگر منتظر کسی هستم؟ و خودم جواب می‌دهم که نه، اما مطمئنم که خبری در راه است...
حضرت ِ پاییز هربار این حس را در من زنده می‌کند که پاییز، فصل ِ خبرهای خوب است... فصل ِ پُست‌چی ها :)


+ سمت چپ، پایین: پیوندهای روزانه فعال شد.

نظرات (۱۳)

  • آقاگل ‌‌‌‌
  • من این روزا همه ش منتظرم زلزله بیاد! نمیدونم چرا!
    .
    قالب عوض کردین؟

    به چیزای خوب فکر کنید... زلزله ترسناکه :(

    مدتی میشه عوض کردم :دی
  • .. ندآ ..
  • این روزا خیلی خیلی زود دارن میرند، اینش خیلی خیلی ترس داره 

    لحظه های خوش همیشه زود میرن...
  • جولـ ـیک
  • با مادر صحبت کن شاید با ایشون هماهنگ کرده داره میاد:-"

    چه حس خوبی داشت کامنتت :)
  • فرخنده (ری را) آشوری
  • اون خبر خوشه منم حتما ههههههههههه

    شک نکن :دی
  • قاسم صفایی نژاد
  • امیدوارم روزی بیاد که در رو باز کنید و با خودتون بگید:
    شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا /  شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا


    چه زیبا... ان شاءالله :)
  • لیمو ‌‌
  • منم مث آقا گل منتظر زلزله ام :|
    پنجره رو که باز میکنم صدای دستگاه های حفر زمین گوشمو کر میکنه
    پرده رو که کنار میزنم آفتاب راهشو توی اتاقم پیدا نمی کنه
    آشپزی هم نمی کنم به هیچ وجه من الوجوه
    آواز خوندنم هم برای نشنیدن صدای کار کردن کارگرهاس
    دارم خل میشم تو این محله
    از در خونه هم که بیرون میرم با چه قیافه های عجیب غریبی که روبرو نمی شم.
    امیدوارم زودتر زلزله بیاد و این قوم کلا از روی زمین ورداشته شن.

    خوش بحالت که حالت خوبه

    ان شاءالله حال شما هم خوب باشه :)
  • مهدی صالح پور
  • سال‌هاست هیچ پستچی‌ای به خونه‌ی ما نیومده...
    دلم برای حس خوب نامه گرفتن(ولو گواهینامه رانندگی باشه) تنگ شده

    پستچی خیلی حس خوبی داره... ان شاءالله یه پستچی با کلی خبر خوب به خونتون بیاد :)
  • El la
  • انشالله که واقعا یه خبر عالی و یه سورپرایز هیجان انگیز در راه باشه ^_^

    ان شاءالله :)
  • منتظر اتفاقات خوب
  • منتظر اتفاقات خوب هستیم حتی اگر این اتفاق خوب از جنس پستچی و نامه باشد.

    دقیقا :)
  • ام اسی خوشبخت
  • خبر امد خبری در راه است
    خرم ان دل که از ان اگاه است
    :)

    :)
  • جردآ
  • این حس منتظر خبری بودن انگار اپیدمی شده .

    پست پایینی ک طولانی بود هم خوندم در مورد خواب و حمدی و سرباز و ...


    http://jorda.ir

    تشکر :)
  • ام اسی خوشبخت
  • رمز لطفا, البته اگه تا شب پستتون میمونه که بیام بخونم :)

    ارسال شد :)
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • منم این روزها یه حس ناشناخته دارم پر از تردید و دوست داشتن ..

    عزیزم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">