ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

پاییز بهاریست که عاشق شده است...

دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ب.ظ

http://3ali3.com/wp-content/uploads/2016/08/delbari-8.jpg

می‌شود تا پاییز سال بعد، برای این فصل دوست‌داشتنی، عاشقانه نوشت...

پاییز، شاید تنها فصلی باشد که تا این حد، رنگ‌های نارنجی و زرد را برایم قابل‌تحمل و گاهی دوست‌داشتنی می‌کند... در فصل های دیگر، این رنگ‌ها را خیلی کم دوست دارم و شاید حتی، خیلی اوقات دوستشان هم نداشته باشم.

پاییز، می‌تواند فصل عاشقی ما باشد... فصل بافتن موها و دلبری کردن برای "تو"یی که شاید خسته از کارهای روزمره به دل خانه پناه می‌آوری...

در پاییز، می‌شود "تو" را جور دیگر دوست داشت، می‌شود جور دیگر عاشقی کرد...

می‌شود لبخند‌های دلبرانه‌تری زد، می‌شود خیابان‌های تازه‌ای برای قدم زدن انتخاب کرد...

می‌شود پشت پنجره‌ای در یک کافه، حرف‌های قشنگ‌تری زد...

در پاییز می‌توانم روزی هزار بار تکرار کنم که دوستت دارم و مطمئن باشم کسی زیرزیرکی به من نمی‌خندد...

می‌خواهم در این پاییز، با قصه‌های جدید به خواب بروم...

می‌خواهم، لباس‌های چهارخانه ی تو، طرح پاییز را هم داشته باشند...

ته ریشت را یکجور ِ پاییزی بزن...

اصلا پاییزی مرا دوست داشته باش...

پاییزی در آغوشم بگیر و پاییزی مرا ببوس...

اصلا بیا وانمود کنیم تازه عاشق همدیگر شده‌ایم...

می‌دانی؟ در پاییز عاشق شدن حال و هوای دیگری دارد...

دست‌ها گرم‌ترند... لبخند‌ها قشنگ‌ترند... چشم‌ها بیشتر برق می‌زنند و لباس‌های گل‌گلی و موهای‌ بافته شده جور دیگری دلبری می‌کنند...

می‌شود این پاییز فصل ِ رسیدن‌ها باشد نه جدایی‌ها...

اصلا پاییز، فصل که نه... خود ِ خود ِ خود ِ عاشقی‌ست

 

|عاشقانه های بی مخاطب|


+ عکس تزیینی است.
+ پست پایین را هم نظری بیفکن :/
  • بانوچـ ـه

نظرات (۶)

  • صبا مهدوی
  • موهای بافته و لباس های گل گلی و دماغ های فین فینی :دی


    آی گفتی :))
  • فیلو سوفیا
  • ای بابا...ای بابا...باز پاییز اومد و حس عاشقی؛)

    من که به شخصه به عشق و از این جور مسائل اعتقادی ندارم حس میکنم دلیل این مدل حس ها بیشتر انقباض دورونیه حاصل شده از تموم شدن فصل گرم و کشنده ی تابستونه:)

    آدم، عاشق هم که نشه حسشو داره :))
    موافقم تا حدودی :)
  • علی ف.
  • متن خیلی قشنگی بود! تازه اگه پارسال پیارسال میخوندم کلی بیشتر لذت میبردم؛قبلا حس خاصی به پاییز داشتم؛ولی حالا فقط به مدرسه و کنکور میشناسمش!!! :)

    ان شاءالله از همه ی روزاتون لذت ببرین :)
  • یک دختر شیعه
  • جدا از متن قشنگ 
    عکس پرفکتهه
    : )))

    :)
  • بیدار
  • ته ریشت را پاییزی بزن !!! به به :)

    :)
  • ریحانه سادات
  • عروس خانوووم :) چطوووری؟ خوشحالم پیدات کردم هرچند ممکنه منو یادت نیاد :) ولی من از مجردی میخوندمت .. حالا هردومون عروس شدیم .. 

    قربان شما عزیزم :)
    ان شاءالله خوشبخت بشید ولی من مجردم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">