ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

بدون عنوان بخوانید...

جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۲ ب.ظ

روزگار جوری شده که دیگر نمی شود به محبت دیگران دلخوش کرد، نمی شود که امید داشته باشی کسی یک روز یاد تو بیفتد و حرفی بزند یا کاری بکند که لبخند به لب هایت بنشیند، باید یک روز دست به زانو بزنی بلند شوی، خودت را از غصه خوردن برای مشکلات دیگران بتکانی و برای لحظه ای هم که شده بروی دنبال ِ جرعه ای حال ِ خوش برای خودت، مثلا کمی پول جمع کنی و حداقل یک کتاب ِ جدید سفارش بدهی، بعد بنشینی و تا رسیدن ِ کتاب دوباره خودت را در غصه های دیگران شریک کنی...

  • بانوچـ ـه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">