حاجی رفته سفر

دلم تنگه برات حاجی، سفر رفتی بدون ِ من

از اونجا هی پیام میدی، سفر زَهره بدون ِ من؟

 

میگی شمس الملوک خانم، کجا میفهمه چاخانه

حالا وقتی که برگشتی، قسم میدم به جون ِ من

 

بگی با کی تو رودخونه، تو جاده سلفی انداختی

میدونم رد میشه از مرزش آخر این جنون ِ من 

 

سفر بی زن حرومه، حاجی میشناسی مکارم رو؟

میگم میخندم حاجی جون، ولی جنگه درون ِ من

 

تو فکر کردی میمونم منتظر تا تو بیای پیشم؟

با این جرمی که تو کردی، سفر رفتی بدون ِ من!

 

حاجی برگشتنی حتما یه دونه "پانته آ" جور کن

وگرنه می پوسی اینجا، تو این خونه بدون ِ من

 

آهای همسایه ها رسوا کنید حاجی رو جای من

چرا حاجی ِ من رفته سفر، اونم بدون من

 

اینم از حرف آخر حاجی جون، شمس الملوکت مُرد

 بکش دستت رو رو قاب ِ قشنگ ِ بی زبون ِ من

 

/ مجموعه ی طنز و جدی ِ شعر و داستان ِ "ماجراهای حاجی و شمس الملوک" ثریا شیری (بانوچه) 30 شهریور 94/

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۳۱ توسط بانوچـ ـه | ۲ نظر
شباهنگ (تورنادوی سابق)
۱۸ آبان ۹۴ , ۱۹:۱۴
خیلی هم عالی :)

پاسخ :

بسیار متشکر :)
جلبک خاتون
۱۹ آبان ۹۴ , ۱۰:۲۵
واااای....این شعرو خودت گفتی؟

پاسخ :

بله :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
"دختر کوچیکه‌‌ی آقای شیری" :)

+ اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان
باز نویسی قالب : عرفــ ــان | دریافت کدهای این قالب : HTML | CSS قدرت گرفته از بیان