ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

استیضاح حتی :دی

دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۳۰ ب.ظ


+ خدمت ِ دوستان ِ عزیزی که پرسیده بودن معنی "بانوچه" یعنی چی، و بعضی از دوستان هم که بانوچه رو اینطوری میخونن "بانو چه"، راستش بانوچه بدون ِ فاصله نوشته و خونده میشه و معنیش هم در زیر آوردم:

http://s5.picofile.com/file/8160557892/%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87.jpg

+ نکته ی دوم در مورد ِ پست ِ پایین و مطالب ِ مشابه ِ اون؛ دوستان، اینجا وبلاگیه که نویسنده اش با هویت ِ واقعی ِ خودش داره مینویسه، وبلاگ ِ تعریف ِ خاطرات نیست، ولی قطعا در کنار تمام ِ موضوعاتی که داره "یادداشت های شخصی و روزانه ی من" پررنگ ترین موضوع ِ اونه... ولی جدا از این، مطالبی که من مینویسم صرفاً نباید برگرفته از زندگی ِ شخصی ِ خودم باشه... من به نویسندگی علاقه دارم و بسیار دوست دارم که نوشته هام نقد بشه و اشکالاتم رو اصلاح کنم، پس به این وبلاگ جدا از نشر مطالبم با اسم ِ خودم، به فضایی برای تمرین ِ نویسندگی هم نگاه میکنم... برای نویسنده شدن، همیشه که نباید در مورد زندگی ِ شخصی ِ خودمون بنویسیم... گاهی میشه از تخیل کمک گرفت و گاهی هم از زندگی ِ اطرافیانمون... پس لطفا اینقدر نپرسین که "اونی که تو خیابون دستتو گرفت کی بود؟ چی شد جدا شدین؟" در صورتی که شما حتی نمیدونین این مطلب در مورد خودم بوده یا کسی دیگه... امیدوارم به حریم ِ خصوصی ِ همدیگه احترام بذاریم و کدورتی از این جهت پیش نیاد.


:)

  • بانوچـ ـه

نظرات (۴)

  • راد
  • هرکسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من...

    امیدوارم همه ما به حریم خصوصی همدیگه احترام بذاریم.

    ان شاءالله.
  • رها مشق سکوت
  • واقعا کاش یاد بگیریم به جای نقد همدیگه و شخصیتامون، مطالبی که میخونیم رو فقط نقد کنیم و در موردش نظر بدیم و به حریم هم احترام بذاریم

    ان شاءالله یک روز یاد بگیریم. 
  • علی امین زاده
  • یاد یکی از داستانهای کوتاهم افتادم. در داستان، جنسیت قهرمان را مشخص نکرده بودم و چون داستان کوتاه بود هیچ اسمی هم برای قهرمان انتخاب نکرده بودم. روال داستان را هم به عمد طوری انتخاب کرده بودم که فارغ از جنسیت باشد.

    برایم جالب بود که دوستان و همکاران مونث، قهرمان را با قاطعیت یک زن می دانستند و دوستان و همکاران مذکر او را یک مرد.

    حالا اینکه برداشت کنن و توصیف کنن یه حرفه... اینکه قضاوت کنن یه حرف ِ جدا. 
  • ف. قاف
  • دقیقا این مشکل مشکل همه ست! آدم جرئت نمی کنه خیلی حرفا رو بنویسه

    خب بالاخره باید این احترام به حریم ِ خصوصی فرهنگ سازی بشه یا نه؟!
    تا کی باید مجبور به خودسانسوری و یا نوشتن با هویت ِ جعلی باشیم؟!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">