ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

و نوشتم

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ

گفت: "حالا چه میکنی؟"

گفتم: "نمیدونم، باید یه سر به لیست بزنم ببینم کدومش اولویت داره"

گفت: "بازم نوشتی؟"

گفتم: "بازم نوشتم"


  • بانوچـ ـه

نظرات (۶)

  • راد

  • گفتی بگو که در چه خیالی و حال چیست
    ما را خیال توست تو را در خیال چیست

    جانم به لب رسید چه پرسی ز حال من
    چون قوت جواب ندارم سوال چیست
     

    گفتم همیشه فکر وصال تو می‌کنم
    در خنده شد که این همه فکر محال چیست

    دردا که عمر در شب هجران گذشت و من
    آگه نیم هنوز که روز وصال چیست

    هلالی جغتایی

    زیبا بود، مرسی :)
  • ف. قاف
  • :)

    :)
  • فاطمه گلی
  • چه خوب:)

    :)
  • کیمی آ
  • نوشتن هم رسالت بعضیا ست .
    بنویس :)

    چشم :)
  • مرتضی علیزاده
  • مو که نفهمیدُم

    خا :دی
  • علی امین زاده
  • بی حرفی از ابهام و آینه
    از نو برایت می نویسم
    حال همه ی ما خوب است....

    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">