ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

ول کن جهان را، قهوه ات یخ کرد!

اینجا من را به روایت خودم بخوانید :)

از پاییز 86 وبلاگ‌نویسی رو شروع کردم و بعد از سونامی ِ بلاگفا قسمت ِ اعظم ِ آرشیوم رو از دست دادم و به بیان مهاجرت کردم :)

نویسندگان

بدون ِ دنیای مجازی

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۲۴ ب.ظ

http://golansaqqez.ir/file/img/news/1_2.jpg

1. اُستاد کلی با من حرف زد از اینکه همیشه توانایی های خودم رو دست کم میگیرم، اینکه به اینجور رفتارها نمیگن فروتنی و تواضع، نمیگن خاکی بودن... میگن عدم اعتماد بنفس، باور نداشتن خود... کلی حرف زد و گفت: قلم تو خوبه... قطعاً جای کار هم داره ولی بنظر من تو قلمت خوبه، درسته تا حالا اکثرا دلنوشته نوشتی ولی سبک نوشتنت هم خوبه تو فقط با کمی تمرین و ویرایش میتونی نویسنده ی فوق العاده ای باشی... کدوم نویسنده ایه که فقط یک بار بنویسه و نوشته َش به ویرایش و اشکال زدایی نیازی نداشته باشه؟ عیب تو اینه که میخای فی البداهه بنویسی بدون ِ کوچکترین اشکالی، و وقتی می بینی نتیجه ی یک نوشته ی یهویی ِ تو اون چیزی نشده که انتظارش رو داشتی از خودت ناامید میشی در صورتی که حتی نویسنده ها هم وقتی چیزی رو مینویسن ممکنه هزاران بار از روش بخونن، بعضی جمله ها رو حذف کنن، تغییر بدن یا اضافه کنن، خیلی ها هم نسخه ای از نوشته هاشون رو به چند نفر کاربلد میدن تا اونا هم بخونن و براشون ویرایش کنن... میگفت نوشته ای خوبه که چندین دفه تست شده باشه و تو اهل تست کردن نیستی... بعد هم چند موضوع و راهکار بهم داد که در موردشون بنویسم... میگفت حیفه، حالا که قلم خوبی داری و خدا این استعداد رو بهت داده توی نطفه خفه اش نکن و بهش پر و بال بده و ازش استفاده کن... همیشه خودت رو تست کن، گوشی رو بذار کنار، کامپیوتر رو خاموش کن، از فضای مجازی و اینترنت و همه ی این چیزها فاصله بگیر بعد ببین توی دنیای واقعی چی داری... آدم توی اینترنت و دنیای مجازی میتونه خودش رو خیلی بالا بکشه و خودش رو همونطور که توی رویاهاش بوده ببینه، یعنی فکر میکنه چقدر داره در مسیر رویاهاش قدم میذاره، اما وقتی گوشی رو میذاره کنار و از فضای مجازی فاصله میگیره، میبینه نه تنها هیچ پیشرفتی نکرده بلکه لحظات مهمی از عمرش رو هدر داده و شاید پسرفت هم کرده باشه... همیشه دنیای واقعی رو اولویت قرار بده و مرتب از خودت بپرس ببین بدون دنیای مجازی چی داری یا چی هستی...

راستش رویای نویسندگی همیشه توی ذهنم بوده ولی به قول استاد همیشه خودم رو دست کم گرفتم و هیچوقت به شدنش فکر نمیکردم، خب فکرهایی توی سرم هست که نمیخام فعلا ازشون چیزی بنویسم حالا بعدها میام مفصل تر توضیح میدم.

  • بانوچـ ـه